مهاجرت آریا آرام نژاد هنرمند مردمی جنبش سبز به خارج از کشور

خانه پناهجویان ایرانی مقیم ترکیه _سحبانیوز  _ آریا آرام نژاد هنرمند مردمی جنبش سبز در فیس بوک خود خبر از مهاجرتش به خارج از کشور داد ، اوکه از هنرمندان حامی میر حسین موسوی بود پس از اتفاق های سال ۸۸ مدتی را در زندان به سر برد و پس از آن در زمان دولت روحانی نیز نتوانست مجوز فعالیت بگیرد.

 

 

به گزارش نگام،حقوق بشر ـ آریا آرام نژاد در فیس بوک خود نوشت :

خودم و کمتر کسی تصور میکرد روزی مرا در خارج ایران ببیند!
من در طی ده سال گذشته دعوت نامه های متعددی از سراسر دنیا داشتم که همواره به آنها جواب رد داده بودم ، جواب رد به همان کاغذ پاره هایی که حتی وقتی یک برگ از آن را به قاضی آخرین دادگاه نشان دادم گفت، اگر من جای تو بودم!
سالهای زیادی را با آنکه می‌دانستم هرگز در ایران بمن اجازه کار داده نخواهد شد با نگاهی امیدوارانه با وزارت ارشاد و نمایندگان مجلس و حتی در دو مورد مسئولین پرونده ام در وزارت اطلاعات مذاکره کردم اما به هر دری که زدم باز نشد!
سالهای جوانی ام رفت، صدایم از کوک افتاد و انگشتانم دیگر با ساز همساز نبود ، باورم شد که ماندن یعنی مرگ آواز…!
نمی‌خواستم در پایان عمرم افسوس آنچه می‌توانستم باشم را به‌عنوان خاطره با دوستان کهنسالم در خانه سالمندان به اشتراک بگذارم!
حالااین خطوط را در پشت پنجره خانه ام در یکی از جزایر زیبای استکهلم می‌نویسم اما قلبم در ایران میتپد، جایی که روزی به آن باز خواهم گشت ، روزی که نگویند آواز تو امنیت ملی را به خطر می‌اندازد…

“آریا آرام نژاد”، پس از نا آرامی های خیابانی عاشورای سال ۱۳۸۸، ترانه‌ای با عنوان «علی برخیز» منتشر کرد.

آریا آرام نژاد پس از انتشار این ترانه ، در ۲۶ بهمن ماه ۱۳۸۸ بازداشت واز سوی دادگاه انقلاب بابل به نه ماه حبس تعزیری محکوم شد .

آریا آرام‌نژاد، خواننده و آهنگساز، پس از ریاست جمهوری روحانی در مصاحبه ای با کمپین حقوق بشر در ایران گفته بود که از سوی مسوولان وزارت ارشاد به او گفته شده با درخواست نهاد دیگری غیر از این وزارتخانه، او تا زمانی نامشخص فعالیتش متوقف است.

آریا آرام‌نژاد به کمپین گفت که علیرغم پی گیری‌های فراوان بعد از روی کار آمدن دولت حسن روحانی، تاکنون نتوانست هیچ ترانه‌ای منتشر کند و تلاش‌هایش برای مجوز ادامه فعالیت به جایی نرسید.

آریا آرام‌نژاد، خواننده، ترانه سرا و آهنگساز ایرانی است که ۲۶ بهمن ماه ۱۳۸۸ به دلیل خواندن ترانه “علی برخیز” در حمایت از جنبش سبز و معترضان به اعلام نام محمود احمدی‌نژاد به عنوان برنده انتخابات ریاست جمهوری همان سال، بازداشت و زندانی شد. او پس از آزادی موقت از زندان آهنگی‌های دیگری منتشر کرد که از جمله آنها می‌توان به «جرقه های سایه کش» و «صد سال دیگه» با ترانه‌هایی از یغما گلرویی و «برای لمس آزادی» در سوگ هاله سحابی و «یه روز خوب» به مناسبت ۲۵ بهمن اشاره کرد. در تیر ماه سال ۱۳۹۰ ترانه دیگری با عنوان «دلتنگی» در حمایت از میرحسین موسوی، یکی از رهبران جنبش سبز ایران ارائه کرد و بار دیگر در ۱۷ آبان ماه همین سال بازداشت و پس از ۳۴ روز سلول انفرادی و ۶ ماه زندان در بند قرنطینه زندان متی کلا در مازندران آزاد شد. آقای آرام‌نژاد به یک سال زندان محکوم شده بود که این حکم در دادگاه تجدیدنظر به سه ماه و یک روز زندان تبدیل شد که در سال ۹۱ برای تحمل این حکم بار دیگر به زندان رفت. او در حالی فعالیتش متوقف شد که هیچ حکمی مبنی بر محرومیت از فعالیت نداشت.

آریا آرام‌نژاد که به گفته مسوولان ارشاد فعالیتش متوقف شده بود در مصاحبه با کمپین گفته بود: «من تا حالا هیچ ترانه‌ای نتوانستم منتشر بکنم. فقط دو ترانه عاشقانه مجوز گرفته آن هم فقط ترانه مجوز گرفته با اسم من. مکانیزم ارشاد این است که شما ابتدا می‌روید برای ترانه مجوز می‌گیرید یک شناسنامه‌ای ایجاد می‌شود و باید روشن باشد خواننده این ترانه چه کسی است. طبیعتا خواننده مهم است که چه شخصی است که مجوز بدهند یا نه. با این اوصاف دو ترانه با اسم من مجوز گرفته ولی به مرحله موزیک نرسیده. جدای اینکه من یک آلبومی را از سال قبل به وزارت ارشاد تحویل دادم. بخش‌هایی از ترانه‌ها عاشقانه است و بخش‌هایی اجتماعی و سیاسی. مجوز ندادند. اخیرا یعنی سه ماه قبل به من گفتند که اشعار این آلبوم ناخوانا است. در حالیکه وقتی ما به ارشاد کاری ارائه می‌کنیم یک سیستم وب سایت است اتوماسیون اینترنتی که حتما باید فایل‌ها تایپ شده باشد و در غیر این صورت نمی‌توانید ارائه بدهید ولی اینها به من گفتند که اشعار شما ناخوانا بوده.»

این هنرمند خواننده و آهنگساز به کمپین گفته بود: «تا قبل از دوره آقای روحانی وقتی به وزارت ارشاد مراجعه می‌کردم، چیزی که از من خواستند این بود که من باید قبل از اینکه اصلا وارد گفتگو شوم یک تعهدنامه‌ای بنویسم. یعنی هیچ گفتگویی انجام نمی‌شود و هیچ اثری از من قبول نمی‌شود مگر اینکه من ابتدا تعهدنامه بنویسم. من هم خب قبول نمی‌کردم چنین تعهدی بنویسم و به خاطر همین فضای گفتگو حتی وجود نداشت. بلافاصله که دولت آقای روحانی سر کار آمد من وارد مذاکره شدم تا بتوانم کار خودم را به صورت قانونی از طریق مجوزی که از ارشاد می‌گیرم جلو ببرم و وارد چرخه مجوزگیری ارشاد شدم. منتهی در آن زمان به هیچ عنوان حتی قبول نمی‌کردند که درخواست ما را بپذیرند و دو سال از دولت آقای روحانی گذشته بود که تلاش‌های ما به جایی نرسید.»

آریا آرام‌نژاد در توضیح روند پی‌گیری‌های خود از وزارت ارشاد به کمپین گفته بود: «پیش از زندان رفتن آقای مهدی هاشمی یک ملاقاتی انجام شد که او گفت ما خیلی دوست داریم شما بتوانی مجوز بگیری و فعالیت کنی. آقای هاشمی گفت که با آقای مرادخانی، مسوول وقت شورای شعر و موسیقی ارشاد هماهنگ می‌کند و ایشان هم یک شخصی را به من معرفی کرد که با من وارد مذاکره شود. سه جلسه با هم مذاکره کردیم یک جلسه در تالار وحدت، یک جلسه در خیابان و یک جلسه در یک رستوران. خواست آن آقا از من این بود که یک مصاحبه‌ای بکنم و در مصاحبه اعلام بکنم که از عملکرد گذشته خودم پشیمان هستم و آدم سیاسی نبودم و بنا به اقتضایی حالا وارد سیاست شده‌ام ولی در چارچوب نظام هستم و این بحث‌ها. خیلی تاکیدش بر این بود که شما آدم خوبی هستی و سرمایه برای این مملکت هستی و این جریانات سیاسی نباید باعث شود شما دچار مشکل شوی. گفت اگر این کار را انجام دهی و تعهد هم بدهی بدون شک ما هزینه جمع آوری آلبوم و هزینه استودیو شما را می‌دهیم و اصلا برای شما استودیو را آماده می‌کنیم. کلا بحث این بود که در برج میلاد هم برای من کنسرت می‌گذارد. در نهایت گفتم که من به هیچ عنوان از آهنگ‌های گذشته خودم ابراز تاسف و ناراحتی نمی‌کنم و به هیچ عنوان هم تعهد نمی‌دهم. کاری که وزارت اطلاعات در ۴ سال نتوانست را شما نمی‌توانید انجام دهید و ارتباط ما قطع شد.»

آریا آرام‌نژاد اما به پی‌گیری‌های خود برای اخذ مجوز قانونی ادامه داد. او به کمپین گفته بود: «من به عنوان هنرمند و به عنوان کسی که شغل و حرفه‌اش موسیقی است نمی‌توانستم نادیده بگیرم که نتوانم در داخل کشور فعالیت کنم و ومجوز ارشاد را نگیرم. بنابراین تمام مسائل را از طریق واسطه‌ای تلاش کردم به گوش آقای جنتی، وزیر وقت ارشاد برسد و تمام مسائلی که پیش آمده بود را برای ایشان تلگرام کردم و گفتم در وزارتخانه تحت امر شما این موارد را به من گفته‌اند و من بالاخره به عنوان بک هنرمند و به عنوان یک جوان در درون ایران چه کار باید بکنم. بالاخره چه اتفاقی می‌افتد؟ آقای جنتی در یک خط بعد از یک هفته برای من جواب نوشتند که خب تعهد بدهید کارتان را انجام دهید. خب طبیعتا این جوابی نبود که من از وزیر دولت آقای روحانی انتظار داشتم. به همین دلیل باز هم از دوستان واسطه خواستم که این مورد را پی گیری کنند وگرنه من این جواب آقای جنتی را رسانه ای می کنم. پی گیری نشد و علنا اعلام کردم که چه اتفاقی افتاده. آقای جنتی اما در تلگرام و اینستاگرام من، به من تهمت زدند که دروغ می‌گویم و در چت‌های خصوصی مرا متهم کرد که دنبال شهرت هستم در حالیکه چنین چیزی وجود نداشت و من به اندازه کافی مشهور بودم و نیازی نبود که بخواهم به این واسطه به یک شهرتی دست پیدا کنم. دوستان دیگری دخالت کردند. از طرف ارشاد با من تماس گرفتند و از من خواستند که تکذیب بکنم این آی دی تلگرامی وزیر ارشاد بوده. گفتم فرضا به خاطر آبروی دولت و احترام آقای خاتمی تکذیب می‌کنم شما چه می‌کنید؟ گفتند نهایتا تا یک هفته تکلیف شما را روشن می‌کنیم. یک هفته از این ماجرا گذشت و اتفاقی نیفتاد الا اینکه ترانه یکی از کارهای عاشقانه من مجوز گرفت. فقط هم ترانه مجوز گرفت و کار به موسیقی و اجرا نرسید.»

مهر ماه ۱۳۹۵ علی جنتی، وزیر ارشاد دولت حسن روحانی کنار رفت و عباس صالحی امیری جایگزین او شد. آریا آرام‌نژاد به کمپین گفت که علیرغم دستور آقای صالحی امیری برای پی‌گیری مساله، باز پی‌گیری‌های نتیجه‌ای نداشته است. او گقت: «سه ماه پیش از اداره کل نظارت و ارزشیابی وزارت ارشاد با من تماس گرفته و گفتند پرونده شما به جریان افتاده و اینطور که متوجه شدم از یک تعدادی از خواننده‌های مطرح کشور همچون خشایار اعتمادی درباره من استعلام گرفته و پرسش و پاسخ‌هایی را انجام دادند اما متاسفانه مشکلی حل نشد و آقای صالحی امیری هم کنار رفت.»

اما از وزارت ارشاد به آریا آرام‌نژاد گفته‌ بودند که فعالیتش متوقف است. او به کمپین گفته بود: «من با شخص مدیرکل صحبت کردم. ایشان به من گفت شما ممنوع‌الفعالیت نیستی، متوقف الفعالیت هستی. گفتم یعنی چی؟ گفتند یعنی اینکه یک نهادی به ما نامه زده گفته فعلا فعالیت ایشان متوقف شود تا تصمیم گیری در مورد ایشان بشود. گفتم این چقدر زمان دارد گفتند زمان‌اش مشخص نیست تا زمانی که آنها به ما نامه بدهند. گفتم من الان چه باید بکنم؟ گفتند نهایت یک ماه دیگر یک جلسه‌ای تشکیل می دهیم به شما اعلام می‌کنیم که کدام نهاد است که نمی‌خواهد اجازه دهد شما فعالیت کنی و بعد از آن شما باید بروی از طریق همان نهاد پی‌گیری کنی تا جوابی داده شود و مشخص شود که می توانید کار کنید یا نه.»

او در عین حال از احضار و بازجویی های خود توسط وزارت اطلاعات خبر داده و گفته بود: «بعد از اینکه حکم من تمام شد و آزاد شدم، تقریبا حول و حوش یک سال مسوول پرونده ای داشتم که تماس می‌گرفت و از من توضیح می‌خواست بابت هرچیزی از استاتوس گرفته تا موضع گیری‌ها. یا مرا می‌خواستند و توضیح می‌خواستند. این مساله بعد از دولت روحانی کم شد تا سال گذشته که احضار کردند. مسوول پرونده‌ام عوض شده بود و مسوول جدید اولتیماتوم داد که این آخرین بار است و دفعه بعد با تو برخورد قضایی می‌شود.»

به گفته آریا آرام نژاد: «اگر خیلی شفاف به من یک نامه بدهند که شما ممنوع الفعالیت هستی من تشکر می‌کنم. مشکلی که ما داریم عدم شفافیت است. قبول دارند که موسیقی یک ابزار تاثیرگذار است. خیلی راحت تر از فیلم سینمایی و در کشور ما که بخصوص سرانه مطالعه پایین است، موسیقی اثربخش‌ترین است. همه می‌توانند در موبایل گوش بدهند و زمان کوتاهی می‌برد. این اثربخشی را اگر نمی‌دانستند روی یک آدمی مثل تتلو در انتخابات سرمایه گذاری نمی‌کردند.»

او به کمپین گفته بود: “مشکلی که در سال ۸۸ با من داشتند دو بحث را دنبال می‌کردند اولین باری که من بازداشت شدم مشکل آنها با من متن آهنگ بود. درواقع آنها به این دلیل که من از ادبیات دینی استفاده کرده بودم با این مساله به شدت مشکل داشتند و می‌گفتند این ادبیات ما است تو از این ادبیات نباید استفاده می‌کردی. یعنی عمده مشکل اینها این بود که من با زبان خودشان با آنها حرف زده بودم و این زبان را زبان خطرناکی تلقی می‌کردند. ولی دفعه دوم که من بازداشت شدم در حکمی که به من نشان دادند نوشته بودند خواننده جریان فتنه. یعنی دیگر به شکل علنی گفته بودند و مشخصا مشکل شان با من این بود که چرا آهنگ‌هایی اجرا می‌کنم به مسائل ۸۸ و انچه که بعد آن اتفاق افتاد می‌پردازد به کشته شدگان و حصر و مسائل مختلفی که در جامعه وجود دارد.”

آریا آرام‌نژاد درباره فضای موسیقی اعتراضی در داخل ایران گفته بود: «در سال‌های اخیر حکومت به این نتیجه رسیده که چقدر خوب است ما یک چیزهایی را به یک شکل کنترل شده داشته باشیم. مثلا اعتراض کنترل شده‌ای باشد. تجربه خود من این است. قبل از سال ۸۸ من یک آهنگی خوانده بودم سخنی به رییس جمهور یا نامه‌ای به رییس جمهور. آن موقع سی دی بود و به صورت زیرزمینی و به شکل گسترده‌ای در کشور پخش شد منتهی بعد از انتخابات من همین را با عنوان ترانه تلخ منتشر کردم و به خاطر این ترانه بازجویی شدم، بازداشت شدم و قاضی به شدت به من توهین کرد. ولی در اواخر دوره دوم احمدی‌نژاد، در گزارش وزارت اطلاعات که من خودم خواندم به عنوان گزارش اداره اطلاعات به قاضی پرونده من، این آهنگ را به عنوان نقطه قوت کار من ذکر کرده و نوشته بودند که بالاخره ایشان یک سری انتقاداتی هم به دولت و وضعیت معیشتی داشته است. فکر می کنم زمانی که من این کار را منتشر کردم تابو بود. بعدا دیگر نبود. می‌گفتند حالا اعتراض باشد ولی به مساله معیشتی باشد. مثلا شما می‌توانید به رئیس جمهور مملکت انتقاد کنید، به برجام انتقاد کنید، اشکالی ندارد. اینها می‌شود اعتراض و می‌گویند که بله فضای انتقادی داریم. ولی از آن بالاتر خط قرمزهایی وجود دارد که نمی‌توانید وارد شوید. این موضوع را مسوول رسیدگی به پرونده من در ارشاد علنا به من گفت. منتهی افرادی مثل ما را که نمی‌توان کنترل کرد اینها در واقع مساله ساز برای حکومت هستند و حکومت حاضر نمی‌شود هیچ گونه امتیازی به آنها بدهد که بتوانند فعالیت کنند.»

او سپس با گلایه از فقدان حمایت دولتی و نماینده‌های مجلس از هنرمندان گفته بود: «ازهنرمندان متاسفانه در فضای انتخاباتی استفاده می‌شود و بعد از انتخابات معمولا فراموش می‌شوند. در حالیکه بحث مهم، معیشت هنرمندان است. وقتی هنرمندی کار و حرفه اش موسیقی است و نتواند مجوز بگیرد یعنی در واقع شغل‌اش را از او گرفته‌اند و فرقی نمی‌کند با کارمندی که از یک اداره اخراج کنند. وقتی ارشاد جلوی مجوز ما را می گیرد به زندگی و اقتصاد ما هم لطمه می‌زند. از وزرا تا مدیران کل، حتی نماینده‌های مجلس می‌توانند پیگیری کنند. این هم نیست که اطلاعی نداشته باشند. من خودم به نماینده‌های مجلس مراجعه کردم ولی متاسفانه به نتیجه‌ای نرسیدم و بالاخره توقع ما است که نماینده‌های مجلس پیگیری کنند. یک بخش مجوز است و یک بخش کار و حرفه ما. در عین اینکه همه در جلسات خصوصی وقتی ما را می‌بینند تحسین می‌کنند. من بعد از اینکه حکم دوم دادگاهم صادر شده بود، قاضی پرونده نزدیک ۴۰ دقیقه با من صحبت کرد گفت کارت را گوش دادم و از نظر محتوایی، خوب است ولی بالاخره من هم تحت فشار هستم. یا فلان مسوول پرونده یا نماینده مجلس یا وزیر در ماشین‌اش سی دی ما را گوش می‌دهد ولی ما مجوز نمی‌توانیم بگیریم و کار نمی‌توانیم بکنیم این زجرآور است واقعا.»

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *